از یک موتور برشتِ دستدوم شروع شد
سال ۱۴۰۱، با یک دستگاه یککیلوییِ دستدوم در انباری خانه، اولین دانهها را سوزاندیم — واقعاً سوزاندیم. بستهٔ سوم را که برای همسایه بردیم، گفت «این یکی بوی نان تازه میدهد». همان جمله شد قطبنمای ما.
حالا هر هفته حدود دویست کیلو برشته میکنیم؛ هنوز کوچک، هنوز حضوری، هنوز با همان وسواس. دانهٔ سبز را از تعاونیهای کوچک میخریم و اسم مزرعه را روی برچسب مینویسیم، چون معتقدیم قهوهٔ خوب شناسنامه دارد.
«قهوهٔ ما قرار نیست همه را راضی کند؛ قرار است کسی را که پیدایش میکند، خوشحال کند.»— سارا و بردیا، بنیانگذاران بنبار